برادر عزیزم که فرسنگها دور از منی بذار از دلتنگی های این روزهایم برایت بگویم از خستگی ها و رنج ها و قدمهای رنجورم که دیگر تاب ادامه مسیر زندگی را ندارد کاش تمام روزهای زندگی مثل روزهای کودکی پر از لبخند ،شادی و رنگ بود لبخند واژه ای که مدتی است فراموشم شده شاید لبانم بخندد اما چشمانم پر از درد است و حسرت قامتم زیر رنجهای این روزها خمیده شده و خودم تکیده تر از هر تکیده ای عزیز جانم این روزها آبستن اتفاقاتی است که کلاف زندگی ام را هر روز پیچیده تر میکند
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حسینیان
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 13:57