خرید بک لینک

همین حوالی پاییز و آبان بود که تو را دیدم

دروغ چرا به دلم نشستی و این آغاز داستان ما شد ...

باز همین حوالی پاییز و آبان ما زیر یک سقف پیمان بستیم که در کنار هم تمام لحظه های شادی و غم مان را با هم باشیم ...

و الان بعد از دو سال من تنها در یک خانه سرد و تاریک برای روزهای بی تو گریه میکنم . دلم برایت تنگ شده

از وقتی که رفتی لحظه لحظه زندگیمان مثل فیلم از جلوی چشمانم میگذرد و رنج را به جانم هدیه میدهد .

رفیق نیمه راه من این رسمش نبود قول داده بودی در کنارم باشی قول داده بودی همدم روزها و شبهایم باشی

اما افسوس

دلم را شکستی و رفتی

آن همه عشق در وجودم پر پر شد

غم میبارد از کلبه قلبم

رفیق نیمه راه خداحافظ

برچسب: نویسنده: آرتمیس حسینیان تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 19:54

صفحه بندی