خرید بک لینک

من بزرگ شدم

دیگر از آن من قبلی خبری نیست.

دیگر از آن دخترک پر شور و سرمست خبری نیست

ریتم زندگی نه تنها گرد سفیدی روری موهایم پاشیده و چروک های صورتم را عمیق تر کرده ، به من رها شدن را یاد داد

سهراب دروغ می گفت زندگی زیباست گاهی همین زندگی چنان با تو بی رحمانه می رقصد و چنان می چرخان ات که آخر کار از سرگیجه هر چه طعم خوب و خاطرات شیرین را داشتی بالا می آوری

و دقیقا روی فرداهایت، گذشته ات را بالا می آوری ...

از رقص بی رحم زندگی که خلاص شوی دیگر هیچ وقت آن آدم سابق نمی شوی ، پوست می اندازی خاکستری می شوی ، خالی و رها ...

رها از هر چه بودن و ماندن است

رها از خود

از زندگی

از خواستن

از دیروزها و فرداها

از هر چه که رنگ و بوی تعلق و پایبندی دارد

و من اسم این پوست اندازی را بزرگ شدن می گذارم

شاید هم به تاراج بردن معصومیت ات توسط زندگی ...

این داستان آشنای خیلی از ما انسان هاست

برچسب: نویسنده: آرتمیس حسینیان تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 19:54

صفحه بندی