اصلا نمیدانم که از حال دلم باخبری یا نه ؟!
نمیدانم چطور فانوس دلم را روشن کردی و رفتی؟!
عشق پنهان من
بگذار این علاقه مخفیانه بماند
شیرینی این عشق به یواشکی بودنش است
عشق پنهان من
من چه روزهایی را که از سر نگذراندم
شبها و روزهایی خاکستری که هنوز هم امتداد دارد
و تو چه می دانی که من الان ، اکنون چقدر تشنه آغوش پر آرامش توام
عشق پنهان من
کاش میشد با تو کلامی بگویم تا سنگینی این عشق را لحظه به لحظه به دوش نکشم
کاش میتوانستم حتی از دور ببینمت
از دور ببوسمت و در دستان تو بگریم
کاش و ای کاش
حسرت این ای کاش ها مرا پیر کرد
عشق پنهان من
سخت دلتنگ توام
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حسینیان